سید حسن روشنایی: سایت شخصی سید حسن روشنایی

نوجوانان چه میگونید

نوجوانان چه میگویند

کتابی جامع برای پدران و مادران تا با دانش و آگاهی کامل از پیدایش مشکلات رفتاری نوجوانشان پیشگیری کنند
چطور باید با نوجوانان خود رفتار نمایید تا آنها این دوران پر مخاطره را سپری کنند و به دوران شکوفائی و بلوغ برسند
با پیاده کردن اصول این کتاب در زندگی خود، روابط شما و فرزندانتان چنان می شود که همواره در آرزوی آن به سر می بردید.
این کتاب با روشهای صحیح تربیتی، شما را در ایجاد یک زندگی شاد و موفق با فرزندانتان یاری می ‌دهد
کتاب « نوجوانان چه می گویند ؟» دکتر کیهان نیا در یک نگاه
نویسنده: اصغر کیهان نیا
تعداد صفحات: ۲۶۵ صفحه
انتشارات: ذهن آویز
نوبت چاپ : هفتم
سال انتشار : زمستان ۱۳۹۰
قیمت: ۱۳۰۰۰ تومان + ۳۰۰۰تومان هزینه پست
کسانی که امکان پرداخت آنلاین ندارند می توانند مبلغ ۱۶ هزار تومان را به شماره کارت زیر واریز کنند و در قسمت ” تماس با ما ” اطلاع دهند شماره کارت بانک ملت ۶۱۰۴۳۳۷۹۴۱۹۱۸۶۸۰ بانک ملت به نام اصغر کیهان نیا
کلیدهای تربیت نوجوانان
نحوه گفتگو با نوجوانان را بهتر بیاموزید
دانستنیهای لازم برای پدران و مادران
با تحولات بلوغ، بهتر مقابله کنید
تربیت غلط، نتیجه غلط به بار می آورد.
کتابی جامع برای پدران و مادران تا با دانش و آگاهی کامل از پیدایش مشکلات رفتاری نوجوانشان پیشگیری کنند
چطور باید با نوجوانان خود رفتار نمایید تا آنها این دوران پر مخاطره را سپری کنند و به دوران شکوفائی و بلوغ برسند
با پیاده کردن اصول این کتاب در زندگی خود، روابط شما و فرزندانتان چنان می شود که همواره در آرزوی آن به سر می بردید.
این کتاب با روشهای صحیح تربیتی، شما را در ایجاد یک زندگی شاد و موفق با فرزندانتان یاری می ‌دهد
در این کتاب به مطالب زیر پرداخته می‌شود:
• علائم و مشخصات بلوغ چیست؟
• علت ناسازگاری نوجوانان چیست؟
• با نوجوان خشمگین چگونه باید رفتار کرد؟
• نوجوانان چگونه دارای اعتماد به نفس می شوند؟
• دعواهای مکرر پدر و مادر چه تأثیری روی نوجوان دارد؟
• با فرزند خوانده چگونه باید رفتار کرد؟
• کشمکش بر سر حضانت فرزند چه ضررهایی دارد؟
• دیدار هفتگی با نوجوانان طلاق چگونه باید باشد؟
• و ده ها نکته کاربردی دیگر
سرفصل‌های کتاب
مقدمه
۱٫ علائم نوجوانی
۲٫ گفتگو و همدلی با نوجوان
۳٫ مقاومت نوجوان در مقابل نصیحت
۴٫ مقایسه نوجوان
۵٫ هویت نوجوان
۶٫ نوجوان و میل به تایید شدن
۷٫ با تحولات بلوغ بهتر مقابله کنید
۸٫ نوجوانان و تغییرات اندام ها
۹٫ غرایز جنسی
۱۰٫ مواد مخدر
۱۱٫ تبعیض بین فرزندان
۱۲٫ من با فرزندم رفیقم
۱۳٫ دعوای بچه ها
۱۴٫ نوجوان عصر ماهواره
۱۷٫ چه لباسی بپوشم؟
۱۸٫ نوجوان و عشق به رانندگی
۱۹٫ والدین و درس نوجوان
۲۰٫ تربیت غلط
۲۱٫ احساس کمبود در نوجوان
۲۲٫ چگونه نوجوان دارای اعتماد به نفس بیشتری می شود
۲۳٫ طلاق و پیامدهای آن
۲۴٫ تربیت فرزند خوانده
۲۵٫ فرزندان طلاق
۲۶٫ نوجوان بزهکار

هدف کتاب شناخت بیشتر مسائل نوجوانان و ارائه راه حل هایی ساده است که به حسن تفاهم بین نوجوانان و والدینشان می انجامد
شناخت نوجوان کار چندان آسانی نیست، بیشترین تجربه هایی که در گذشته کارساز بوده امروزه کارآیی خود را از دست داده و عصر تکنولوژی همه چیز را در هم ریخته است. اختراعات، ابداعات و اکتشافات گوناگون، در گوشه و کنار جهان، روی افکار آنان تاثیر گذاشته است، به طوری که نوجوان اکنون با دیدی متفاوت به مسائل پیرامون خود می نگرد.
آیا با این همه تغییرات و تحولات نباید اندیشه ای در روش تعلیم و تربیت را به ما یادآور شود؟
کتاب « نوجوانان چه می گویند؟» به شما در جهت یافتن پاسخ های مناسب برای بسیاری از مسائل رفتاری نوجوان که به صورت روزمره با آن مواجه می شوید کمک می کند. در این کتاب ، روش های گوناگونی وجود دارد که به شما کمک می کند در پرورش فرزندانتان
نگرشی منطقی داشته باشید.

فصل اول کتاب
خشونت
فرزندی که کودکی اش همراه با خشونت و بدرفتاری بوده، در نوجوانی نمی تواند متعادل باشد. همچنین اگر این خشونت همراه با صدمات جبران بدنی و کتک خوردن نیز توأم باشد، عوارض و مشکلات زیائی برجای می گذارد که التیام آنها نیاز به سالها وقت خواهد داشت.
بدترین واکنش ها در این گروه نوجوانان، این است که سعی می کنند هم سن و سال هایشان را کتک بزنند و یا با آنها به خشونت رفتار کنند، تا شاید انتقام رفتارهای نادرستی را که با آنان شده است، بگیرند. نوجوانی که چنین گذشته ای داشته است، مجبور است تلافی صدمات روحی خود را سر دیگران در بیاورد تا به اصطلاح، دلش خنک شود. ای نوجوان گرچه از این رفتار خویش به ظاهر خوشحال می شود، ولی بلافاصله احساس ناخشنودی می کند، زیرا نخواسته و ندانسته و بی اراده، میل به خشونت و قلدری دارد.
واکنش دیگری که تقریبا عکس رفتار اینگونه نوجوان است واکنش نوجوانی ستمدیده و ظلم کشیده است. او همیشه احساس تحقیر و تحمیل خود را با خود همراه دارد. این گروه از نوجوانان برعکس والدین خود بسیار آسان گیر، نرم خو و خوش برخورد می شوند، زیرا فشارهایی که در کودکی و نوجوانی متحمل شده اند، آنها را به این سمت هدایت می کند و گاهی این آسان گیری و تسلیم طلبی از حد خود خارج می شود، به طوری که آنها مورد سوء استفاده ی دیگران قرار می گیرند و همین رویه شان باعث می شود فرزندانشان از نظم و انضباط لازم برخوردار نشوند.
باید به این گروه آموخت، «ادب و تواضع» خوب است اما «تسلیم محض بودن» هرگز.
بگذارید خاطرات مردی ۶۵ ساله را که امروز برای خودش صاحب چندین نوه است بگویم تا بیشتر در جریان خشونت و عوارض آن روی فرزندان قرار بگیرید.
این مرد از همسر اول پدرش بوده و با مادرش زندگی می کرده است.او تعریف می کند: «یک شب زیر کرسی نزدیک پدرم نشسته بودم و او مشغول صرف غذا بود، ناگهان سیلی محکمی به گوشم زد که چرا موقعی که من غذا می خورم به دهانم نگاه می کنی.
یک روز هم سیلی محکم دیگری خوردم که : چرا پلک هایت را بیش از حد به هم می زنی. روزی هم به خاطر تقصیر کوچکی که داشتم، هر دو گوشم را گرفت و مرا بلند کرد و به زمین کوبید؛ این حرکت او آنقدر ناگهانی و وحشتناک بود که از فشار ترس، خود را خیس کردم؛
متاسفانه با اینکه مادرم هم حضور داشت اما از ترس پدرم هیچ اقدامی نکرد و من که خود را تنها و بی کس یافتم ، از روی خجالت و شرم سرم را به زیر انداختم و از آنجا دور شدم. این حادثه آن قدر برایم تحقیرآمیز بود که هر زمانی به یاد آن می افتم عرق سردی بر تمام وجودم می نشیند و ناخود آگاه دستم را به پیشانیم می گذارم و به فکر فرو می روم.
بزرگترین نتیجه ی «کتک زدن بچه ها» ایجاد احساس خفت و زاری در آنها است و این ظلم نابخشودنی است
این مرد که در اثر خود شناسی و مطالعه ی کتاب های روان شناسی امروز توانسته تعادل روانیش را به دست آورد چنین ادامه می دهد: «در طول زندگی ام هیچ گاه از شر کابوس های وحشتناک رفتارهای پدرم آسوده نبودم، پدرم وقتی مرا کتک می زد به قدری عصبانی می شد که حالت مبارزه با یک دشمن خونخوار را به خود می گرفت او فکر نمی کرد که من طفلی کوچک هستم. یک روز که هنوز خیلی کوچک بودم با پسر کلفت منزل که او نیز هم سن و سال من بود، نمی دانم چکار کرده بودیم که پدرم قصد کتک زدن مرا داشت. ما دو نفر در راه پله های طیقه ی دوم خانه پنهان شده بودیم، پدرم اول پسر کلفتمان را تنبیه کرد و سپس همچون عقابی تیزچنگال مرا زیر دست و پای خود له کرد؛ آنقدر از این حرکت ناگهانی او ترسیدم که از حال رفتم. گرچه از آن تاریخ دهها سال می گذرد ولی هروقت به یاد آن صحنه می افتم تپش قلبم را همراه با ترس و وحشت احساس می کنم و ناراحت می شوم. من هنوز سایه ی غول آسای پدرم را حس می کنم که می خواهد با آن چشم های غضبناکش مرا تنبیه کند.»
برای خرید کتاب از لینک زیر استفاده کنید

نوجوانان چه می گویند

شما می‌توانید دیدگاه‌های این مطلب را دنبال کنید، بوسیله‌ی RSS 2.0 خوراک.