سید حسن روشنایی: سایت شخصی سید حسن روشنایی

زندگینامه سردار شهید سید حسن روشنایی

235
معلم شهید سردار سید حسن روشنایی در نیمه ماه مبارک رمضان ، شب ولادت امام حسن (ع) در نجف آباد متولد شد . در اثر تربیت و محیط مذهبی خانواده از کودکی علاقه وافری به شعائر و معارف اسلامی داشت .
در دوران دیرستان مبارزه جدی را با مطالعه و افشاگری رژیم شاه شروع کرد به طوری که در سال ۱۳۵۴ بازداشت شد و پس از شکنجه ها و آزارهای فراوان بدون اینکه سرنخی به دشمن بدهد آزاد گردید .
سالها بعد موفق به گرفتن دیپلم شد و در سال ۱۳۵۶ به خدم وظیفه رفت . در محیط پادگان به بیدار کردن اذهان سربازان پرداخت و با مخالفت با اوامر شیطانی فرماندهان مبارزه منفی را شروع کرده بود و بارها مورد ضرب و جرح و شتم قرار گرفت و رفتارش را در پادگان به شدت تحت کنترل داشتند . با صدور فرمان فرار سربازان از سوی امام خمینی جزو اولین فراری های پادگان بود .
بعد از پیروزی انقلاب به فرمان امام مجدداً به پادگان برگشت و چون افسران و درجه داران فرار کرده بودند فرماندهی پادگان را بر عهده گرفت و سریعاً به منظم ساختن پادگان پرداخت . او در سال ۱۳۵۸ پس از اتمام خدمت وارد سپاه انقلاب اسلامی نجف آباد شده به خدمت مشغول گشت .
از اوایل سال ۱۳۵۹ به کردستان عزیمت کرد و علاوه بر پاکسازی شهرها و روستاها از لوث وجود گروهکها به ایجاد ارتباط با جوانان و مردم پرداخت و با ایجاد اردوهای فرهنگی در نجف آباد آنها را به شهرهای مرکزی می آورد و ماهیت گروهکها را برای آنها افشا می ساخت . این کار او ثمرات فرهنگی زیادی داشت .
سردار روشنایی پس از کردستان به عنوان سرپرست امور تربیتی علویجه به آنجا رفت و در نقش یک معلم دلسوزدر قلوب دانش آموزان جا گرفت . از جمله اقدامات وی تشکیل انجمن اسلامی ، تشکیل بسیج دانش آموزی و آموزش نظامی دانش آموزان با هماهنگی سپاه بود .
در جبهه های جنگ با عراق از عملیات فتح المبین با سمت فرماندهی گروهان شرکت داشت . در عملیات بیت المقدس نیز او و گروهانش شرکت فعال داشتند و پاتک های شدید نیروهای مخصوص عراق را به شدت در هم کوبیدند . در آزاد سازی گمرک خرمشهر روشنایی نقش زیادی داشت و حدود ۴ ساعت با نیروهای در محاصره کامل دشمن بودند و تقریباًتمام گروهان او شهید یا مجروح شدند .
در عملیات رمضان و محرم سید حسن فرماندهی گردان را عهده دار بود و با قبول مخاطرات و خوش رویی تمام هر مأموریتی به او محول می شد می پذیرفت .چنانچه برای یک الحاق فاصله چند کیلو متری بین نیروهای خودی را که در دست دشمن بود با اندک تلفاتی طی کرد در حالی که در بدو امر امیدی به زنده ماندن او و نیروهایش نمی رفت .
بعد از عملیات محرم سردار روشنایی مسئولیت واحد آموزش لشکر زرهی ۸ نجف اشرف را پذیرا شد و از هیچ کوششی برای بالا بردن سطح آموزش نیروها دریغ نکرد . حتی شبها به جای خواب فکر می کرد و نقشه طرح می کرد تا توان نیروها بالاتر برود .
در عملیات والفجر مقدماتی علاوه بر مسئولیت واحد آموزش لشکر ، رابط مخصوص فرماندهی و نیروهای خط مقدم بود و تلاش بی وقفه او به مجروحیتش منجر شد ولی او حاضر به ترک جبهه نشد و تا آخر عملیات در منطقه باقی ماند .
سید حسن در حالی در عملیات والفجر یک شرکت نمود که فرماندهی یک تیپ و مسئولیت یک محورعملیاتی بر عهده اش بود . با این مسئولیت ، باز خودش پا به پای نیروهای تحت امر و حتی جلوتر از آنان حرکت می کرد و با اینکه مجروح شد صحنه پیکار را ترک نکرد و در عقبه جبهه به فعالیت پرداخت .
او در عملیات والفجر دو ، تیپ تحت فرماندهی خود را با کاردانی آگاهانه و ایثارگری بی باکانه بر علیه مزدوران بعثی به کار گرفت و ضربات مهلکی بر آنان وارد نمود .
با نزدیکتر عملیات والفجر ۴ حالت و روحیه او نیز تغییر می کرد . گویی به این زاهد شب زنده داری بشارت شهادت داده بودند . او می رفت تا مزد سالها تلاش خود را که همانا در آغوش کشیدن شهادت بود بگیرد ، گرچه پنج ماه از ازدواج او نمی گذشت .
در این میدان نیز او فرماندهی یکی از تیپهای لشکر ۸ را عهده دار بود . خود را آماده کرد غسل نمود . در عملیات شرکت کرد و پس از عبور از خط و تصرف اهداف از پیش تعیین شده مثل ارتفاعات کنگرک و تنگه و ارتفاعات گمرک در عمق خاک عراق به شهادت نایل شد .

شما می‌توانید دیدگاه‌های این مطلب را دنبال کنید، بوسیله‌ی RSS 2.0 خوراک.